تحليل پوششي داده‌ها[1] تکنيکي است که به طور خاص به بررسي كارآيي نسبي واحدها مي‌پردازد. از شرايط واحدهاي مورد ارزيابي (واحد تصميم‌گيري) اين است که با صرف تعدادي ورودي[2]، تعداد معيني خروجي[3] را توليد مي‌کنند. نکته قابل توجه اين است که در يک مسأله تصميم‌گيري مي‌توان با شبيه‌سازي گزينه‌ها و معيارهاي مورد ارزيابي به عنوان واحدها و ورودي‌ها و خروجي‌هاي آن‌ها، از اين تکنيک در راستاي رتبه‌بندي گزينه‌ها با در نظر گرفتن معيارهاي مورد نظر استفاده کرد. به عبارت ديگر در مسائل مربوط به تحليل پوششي داده‌ها، مفهوم كارآيي لزوماً به معني كارآيي يک واحد فيزيکي نخواهد بود؛ بلکه مي‌توان با تعريف كارآيي براي يک واحد مجازي به هدف مورد نظر دست يافت. اين روش مبتني بر برنامه‌ريزي خطي بوده و براي اولين بار توسط چارنز[4] و همکاران (1978) ارائه گرديد.

از زمان انتشار اين روش تاکنون تحليل پوششي داده‌ها در زمينه‌هاي بسيار متنوعي براي ارزيابي كارآيي نسبي واحدهاي تصميم‌گيري[5] همچون سنجش و مقايسه كارآيي شعب بانک‌ها، بيمه‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها، بيمارستان‌ها، فروشگاه‌هاي زنجيره‌ايي، سهام‌هاي موجود در يک صنعت در بازار سرمايه، صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري مشترک[6]، پايگاه‌هاي نظامي، مکان‌يابي شهرها و پايتخت‌هاي تجاري و سياسي (در تعيين سايت‌هاي جديد به جاي توکيو، به منظور جداسازي پايتخت اقتصادي از پايتخت سياسي بر گرفته از مدل واشنگتن دي‌سي و نيويورک)، ارزيابي خودروسازان مختلف، مسائل جايابي چيدمان، آژانس‌هاي خدمات مسافرتي و هوايي و ده‌ها زمينه ديگر به‌کار رفته است و به مرور زمان بر کاربردهاي آن از علوم مختلف اقتصادي- مهندسي گرفته تا پزشکي و زيست شناختي افزوده مي‌گردد. DEA اگرچه ابتدا به عنوان يکي از روش‌ها‌ي ارزيابي كارآيي مطرح گرديد ولي با توجه به کاربردهاي فراوان بويژه در امر تصميم‌گيري امروزه به عنوان ابزاري قدرتمند در زمينه تصميم‌گيري و سنجش كارآيي واحدهاي تصميم‌گيري مطرح مي‌باشد.

 



[1] Data Envelopment Analysis

[2] Input

[3] Output

[4] Charnes

[5] Decision making unit (DMU)

[6] Mutual fund